|
یک عصر قشنگ تو یه روز قشنگ منزل یکی از دوستان
از اهالی موسیقی که گاهی با دوستان دیگر اهل همین آبادی گرد هم می آییم
ساعاتی دراز به بحث پیرامون موسیقی و نواختن ساز
و زدن از اون سه نقطه ها به سلامتی رو به شبانگاه می رویم 
نمی دانم چرا حوصله مبارکمان سر رفته و حال و
حوصله خونمان به طرز خطرناکی افت کرده دیر زمانیست بد نبوده ایم گویی بیمار گشته ایم 
بحث بتهون و باخ می شود گوش می دهیم به سمت شوپن
، موتزارت می روند همچنان گوش می دهیم
کلی کلاسیک بازیست دو ساعتی می گذرد مخمان را
سالاد کردند همچنان صبر می کنیم  در این حین پیامی کوتاه می رسد Gary
Moore نوازنده و خواننده مشهور دار فانی رو
پیچوند رفت
اطلاع رسانی می کنیم بی ادبیات ها فقط سری تکان
می دهند
باز سر کلاسیک بازی یکی به چهار می کنند  
می فرماییم کمی هم بحث راک یا پاپ کنید عرض می
کنند پاپ خدا به دور ما به آن ور چه جسارتا
ازین جفنگیات گوش نمی دهیم   
می فرماییم که اینطور ما که شما را نمی شناسیم 
فکری به ذهن نورانیمان ظهور می کند آفتاب را
باید از پس پرده بیرون کشید 
از اون قدیمها گفته اند خورشید نباید پشت ابر
بماند و کو گر ندارد نشان از پدرو ازین حرفا
به سمت کامپیوتر می رویم باید اصلشان را به
یادشان بیاوریم
آهنگ را پخش می کنیم خواننده می خواند : می زدم
و لولم مست و شنگولم ....
اول با چشم و غره و حیرت ما را نظاره می کنند
اندکی صبر می کنیم یخها آب می شود
اندک اندک چشم و ابرو ها بالا و پایین می جهد  
خاطرات لاله زار دیوانه می کند
نمی دانستیم این جماعت ادیب چنان رقاصهای ماهری
می باشند لنگ می اندازیم
ماشاالله قراست که وسط می آید و گردن است که می چرخد    
خلاصه یک بازگشت تاریخی و با شکوه به کافه سوسن
بازسازی شد
دوستان به اصل خویشتن بازگشتند  
نتایج اخلاقی نداریم فقط حال کردیم اما لذتها را
هر چند بی کلاس انکار نکنید
|